جمعى از نويسندگان
106
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
اهلبيت : مصاديق عينى و حقيقى صراط مستقيم هستند و سلوك منهاى ولايت نتيجهبخش نيست ؛ چنان كه در تفسير آيه « ثُمَّ اهْتَدى » « 1 » امام محمدباقر ( ع ) فرمود : « ثُمَّ اهْتَدى إِلَى وَلَايتِنَا أَهْلَ الْبَيتِ » « 2 » به ولايت ما خاندان ( هدايت مىشود ) . جناب صدرالمتألّهين ؛ درباره تطبيق « صراط مستقيم » به انسان كامل مىنويسد : قوس صعودى به سوى خداى سبحان از راه سلوك انسان كامل در صراط مستقيم است ، همانگونه كه مىفرمايد : ( إِلَيهِ يصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يرْفَعُهُ » « 3 » سخنان پاكيزه به سوى او بالا مىرود ، و كار شايسته به آن رفعت مىبخشد . و انحراف از آن سبب سقوط از فطرت و هبوط در جهنّم است . « 4 » « صراط مستقيم » نزديكترين راهى است كه سالك الىالله را به مقام قرب حضرت حق مىرساند . « 5 » به تعبيرعلّامه حلى ؛ ارشاد و هدايتگرى انسان كامل به صورت پيوسته وهميشگى است و هيچ كس از غير معصوم مرشد دائم نيست . « 6 » وگرايش به آن نيز با فطرت وسرشت آدمى آميخته است ؛ آيت الله شاه آبادى ؛ درباره فطرى بودن تمسك به ولايت مى نويسد : اين فطرت ولايت است كه مردم رابه سوى انسان كامل كه علم و كمال الهى در او متجلى است متمايل مىسازد . « 7 » انسان به حسب فطرت ، مستعد كمال است و كمال او به اسلام است و كمال اسلام به ولايت است . « 8 » بر اين اساس انسان سالك مىتواند با تمسّك به آن ذوات مقدسه به ولايت الهى راه يابد ، همان گونه كه فرشتگان راه ولى شدن را از آن انوار طيّبه آموختهاند ؛ « 9 » در زيارت نورانى جامعه كبيره مىخوانيم : « بِكُم يُسلَكُ الَى الرِضوانِ » ؛ « 10 » بوسيله شما را رضوان و بهشت پويند . آيت الله سيدعلى آقاى قاضى ؛ فانى در ولايت بود ، به اميرالمومنين ( ع ) عشق مىورزيد ، واله و شيداى حضرت ابا عبدالله الحسين ( ع ) و اولاد طاهرين آن حضرت : بود . « 11 » و مىفرمود اگر من به جايى رسيده باشم از دو چيز است يكى قرآن كريم و ديگرى زيارت سيد الشهداء . « 12 » ايشان معتقد بود كه ، محال است كسى به درجه توحيد برسد و مقامات وكمالات توحيدى پيدا كند وقضيه ولايت بر او منكشف نشود . « 13 » آنان كه بدون ولاى اهلبيت سفر توحيد درپيش گرفتند يا سر از حلول درآوردند يا قائل به تجسم شدند و يا يكباره راه توحيد را رها كردند . امامعلىالنقى ( ع ) در برخى از فرازهاى زيارت جامعه كبيره اين حقيقت را چنين بيان فرموده اند : « فَالرَّاغِبُ عَنْكُمْ مَارِقٌ وَ اللَّازِمُ لَكُمْ لَاحِقٌ وَ الْمُقَصِّرُ فِى حَقِّكُمْ زَاهِقٌ » . « 14 » پس كسى كه از سوى شما روى برتابد از دين
--> ( 1 ) - طه : 20 / 82 . ( 2 ) - حاكم حسكانى ، شواهدالتنزيل لقواعدالتفضيل ، ج 1 ، ص 491 ، موسسه طبع و نشر ، تهران ، 1411 ق ، اول . ( 3 ) - فاطر : 35 / 10 . ( 4 ) - ر . ك : صدر المتألهين ؛ شواهدالربوبيهى فىالمناهج السلوكيهى ، ص 291 ، مشهد ، 1360 ش ، دوم . ( 5 ) - ر . ك : امام خمينى ، سرّالصلوهى ، ص 403 . ( 6 ) - ر . ك : علامه حلى ؛ الألفين ، ص 303 ، المؤسسهى الإسلاميهى ، قم ، 1423 ق . ( 7 ) - ر . ك : حديث عشق و فطرت ، ص 38 ، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى ، 1387 ش ، دوم . ( 8 ) - ر . ك : شاه آبادى ؛ ميرزا محمدعلى رشحاتالبحار ، ص 19 ، پژوهشگاه فرهنگ و اندشه اسلامى ، 1378 ش ، دوم . ( 9 ) - ر . ك : جوادى آملى ، تسنيم ، ج 12 ، ص 213 ، مؤسسه اسراء ، 1388 ش ، دوم . ( 10 ) - شيخ صدوق ، من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 615 ، جامعه مدرسين ، 1404 ق ، قم ، دوم . ( 11 ) - سيدمحمدحسن قاضى ، آيت الحق ، ترجمه سيدمحمد على قاضى نيا ، ج 1 ، ص 123 ، انتشارات حكمت ، 1389 دوم . ( 12 ) - هادى هاشميان ، درياى عرفان ، ص 98 ، مؤسسه فرهنگى طه ، 1379 ش ؛ كيهان فرهنگى ، ص 11 . ( 13 ) - علامه حسينى تهرانى ، توحيدعلمى وعينى ، ص 40 ، انتشارات علامه طباطبايى ، مشهد مقدس ، 1417 ق ، دوم . ( 14 ) - شيخ صدوق ، من لايحضر الفقيه ، ج 2 ، ص 62 ، جامعه مدرسين ، 1404 ق ، دوم .